تبليغاتX
سنگ صبور
هر چه میخواهد دل تنگت بگو

 

در زندگي ناگزير از انتخابهايي هستيم كه آسان نيستند

از آن هراسانيم كه هر تصميم ما آزرده كند كسي را كه دوست مي داريم.

در چنين لحظاتي است كه بايد درون را بنگريم و به نداي دل گوش بسپاريم،

اگر تنها نگران خواسته هاي ديگران باشيم و احساسات خود را ناديده بگيريم،

به شادي حقيقي دست نخواهيم يافت.

به همان ندايي گوش كن كه به درستي آن باور داري،

و استوار از آن دفاع كن.

آري، اگر چنين كني، شادمان خواهي زيست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/09ساعت 18:25  توسط شبنم  | 

 

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما

مدرسه ای میسازیم

که در آن همواره اول صبح

به زبانی ساده مهر تدریس کنند

و بگویند خدا

خالق زیبایی

وسرایندة عشق،

آفرینندة ماست.

مهربانیست که ما را به

نکویی، دانایی، زیبایی و به خود میخواند.

جنتی دارد زیبا، نزدیک و بزرگ.

دوزخی دارد به گمانم، کوچک و بعید.

این خدا در پی سودا نیست که ببخشد ما را

و بفهماندمان.

ترس ما بیرون از دایرة رحمت اوست.

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای میسازیم

که خرد را با عشق،علم را با احساس،

ریاضی را با شعر، دین را با عرفان،

همه را با تشویق تدریس کنند.

لای انگشت کسی، قلمی نگذارند

و نخوانند کسی را حیوان،

نگویند کسی را کودن

و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند

و بجز ایمانش هیچکس هیچ چیز را حفظ نباید بکند.

مغزها پر نشود چون انبار،قلب خالی نشود از احساس.

درسهایی بدهند، که بجای مغز

دلها را تسخیر کند

از کتاب تاریخ جنگ را بردارند

در کلاس انشاء، هر کسی حرف دلش را بزند.

غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند

تا کسی بعد از این

همواره نگوید هرگز

و به آسانی همرنگ جماعت نشود

زنگ نقاشی تکرار شود.

رنگ را در پاییز تعلیم دهند،

قطره را در باران،

موج را در ساحل

زندگی را در رفتن و برگشتن از قلة کوه

و عبادت را در خدمت خلق،

کار را در کندو

و طبیعت را در جنگل و دشت.

مشق شب این باشد که شبی چندین بار

همه تکرار کنیم:

عدل ، آزادی ، قانون ، شادی.

امتحانی بشود،

که بسنجد ما را 

تا بفهمند چقدر

عاشق و آگه و آدم شده ایم.

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما

مدرسه ای میسازیم

که در آن آخر وقت

به زبانی ساده شعر تدریس کنند

و بگویند که تا فردا صبح

خالق عشق نگهدار شما.

-----------------------

شاعر: مجتبی کاشانی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/05ساعت 12:47  توسط شبنم  |