|
هر چه میخواهد دل تنگت بگو
|
|
|
|
||||
|
همیشه مطالب جالب و آموزنده رو می خوندم ولی شاید تاثیر موقتی و گذرا داشتن. ولی حالا می خوام این متن رو بنویسم و همیشه همراه داشته باشم. اوقات بیکاری میشه خوندشون و تکرار کرد تا فراموش نشه. هر چی باشه یه عمر در مورد خودمون منفی فکر کردیم و تغییر این نگرش زمان می خواد و تلاش. امیدوارم به درد شما هم بخوره. . . .
1- من به خود متكي هستم. من در زندگي آرام و آسوده هستم. 2- من پيكرم را دوست دارم و از مراقبت آن غافل نميشوم. تصميمگرفتهام براي خود و ديگران مفيد واقع شوم. 3- من خود را دوست دارم و براي خود خير و صلاح مي خواهم. 4- از خطاهاي خود و ديگران ميگذرم در زندگي بايد گذشت داشت. 5- تصميم دارم در هر شرايطي آزاد و آرام باشم همه را ميبخشم تا از آرامش برخوردار شوم. 6- با عشق و محبت زندگي ميكنم و كينهها را از دل بيرون ميريزم. 7- افكار منفي و سياه را از سر بيرون ميكنم چون ضعف و شكست وبدبختي به همراه دارد. 8- هر روز از روز قبل بهتر ميشوم و قدمي به جلو برميدارم و به پيش ميروم. 9- مردم را دوست دارم و از زندگيم لذت ميبرم. 10- هر اتفاقي براي من پيش آيد بر تجارب من ميافزايد مرا به سوي كمال پيش ميبرد. 11- من خود را به همين گونه كه هستم دوست دارم قبول دارم. 12- من به خودم اعتماد دارم از مشكلات نميترسم چونكه ارادهاي پولادين دارم. 13- مردم مرا دوست دارند و به من احترام ميگذارند. 14- در رابطهي خود با ديگران آدمي هستم صادق، روراست و معتدل 15- انساني هستم با نشاط،خوش بين و اميدوار و سرشار از عشق و محبت به مردم. 16- در هر شرايطي خودم هستم و از ديگران تقليد نميكنم. 17- هر چه را كه مثبت است ميپذيرم. 18- خداوند بهترين دوست من است. راستي غروبهايي كه دلم ميگيره با هم قرار ملاقات داريم.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز باز حس بدی داشتم. نرفتم سر کارام و نشستم تو خونه گفتم فکر می کنم و مشکلمو پیدا می کنم که دیگه نخوام احساس بدی داشته باشم. بعد رفتم تو حیاط. یه عالمه مورچه دیدم که با عجله داشتن کار می کردن. یادم افتاد که اونا هیچ وقت بیکار نیستن و استراحت ندارن و مرخصی. اون قد سریع کار می کردن که واقعا آدم به فکر فرو می رفت که چطور اینقد متحد همه با هم دارن یه کاره گروهی رو انجام می دن. همه یه چیزی داشتن و میرفتن تو لونه. بعد مبدا حرکتشون رو دنبال کردم دیدم از یه لونه ی دیگه دارن بچه هایی رو که تازه به دنیا اومدن و سفید بودن رو به یه لونه ی دیگه منتقل می کنن. باید تا اهالی خونه بیدار میشدن کار ور تموم می کردن دلیل عجله شون همین بود. خیلی قشنگ بود ولی متاسفانه باعث شرمندگیم شد که چرا ما آدما با این همه امکانات و برتری نمی تونیم مثل اونا کار کنیم و به هم کمک کنیم و زود به زود هم نا امید نشیم. خوبه که هستن تا ما به فکر بیفتیم. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فقر هر کس به اندازه ی نیاز اوست. |
|||||
|
|||||